واژبان

شعرگان
جایی برای انتشار اشعار و نوشته ها

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

در آبگیر، سحرگاه بط بماهی گفتکه روز گشت و شنا کردن و جهیدن نیست بساط حلقه و دامست یکسر این صحراچنین بساط، دگر جای آرمیدن نیست ترا همیشه ازین نکته با خبر کردمولیک، گوش ترا طاقت شنیدن نیست هزار مرتبه گفتم که خانهٔ صیادمکان ایمنی و خانه برگزیدن نیست من از میان بروم، چون خطر […]

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

بلبلی گفت بکنج قفسیکه چنین روز، مرا باور نیست آخر این فتنه، سیه کاری کیستگر که کار فلک اخضر نیست آنچنان سخت ببستند این درکه تو گوئی که قفس را در نیست قفسم گر زر و سیم است چه فرقکه مرا دیده بسیم و زر نیست باغبانش ز چه در زندان کردبلبل شیفته، یغماگر نیست

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

قاضی کشمر ز محضر، شامگاهرفت سوی خانه با حالی تباه هر کجا در دید، بر دیوار زدبانگ بر دربان و خدمتکار زد کودکان را راند با سیلی و مشتگربه را با چوبدستی خست و کشت خشم هم بر کوزه، هم بر آب کردهم قدح، هم کاسه را پرتاب کرد هر چه کم گفتند، او بسیار

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

اینچنین خواندم که روزی روبهیپایبند تله گشت اندر رهی حیلهٔ روباهیش از یاد رفتخانهٔ تزویر را بنیاد رفت گر چه زائین سپهر آگاه بودهر چه بود، آن شیر و این روباه بود تیره روزش کرد، چرخ نیل فامتا شود روشن که شاگردیست خام با همه تردستی، از پای اوفتاددل به رنج و تن به بدبختی

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

برد دزدی را سوی قاضی عسسخلق بسیاری روان از پیش و پس گفت قاضی کاین خطاکاری چه بوددزد گفت از مردم آزاری چه سود گفت، بدکردار را بد کیفر استگفت، بدکار از منافق بهتر است گفت، هان بر گوی شغل خویشتنگفت، هستم همچو قاضی راهزن گفت، آن زرها که بردستی کجاستگفت، در همیان تلبیس شماست

نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت
پیمایش به بالا