گردآوری بهترین داستان های کوتاه آموزنده
چهل سال پیش ، یه فلاسک چای مرحوم عموی خانمم آورده بود برامون کادو عروسی، در این مدت دو بار شیشه اش شکست عوض کردیم و چند سال بعد پوسته اش را عوض کردیم.دیگه استفاده نمیکردیم و مدتی درکمد ، بایگانی بود… موقع اسباب کشی خیلی وسیله بخشیدیم ، چون داشتیم از خونه سازمانی میومدیم […]
گردآوری بهترین داستان های کوتاه آموزنده بیشتر بخوانید »
مطالب وبسایت, وبلاگ داستان کوتاه آموزنده_2

