نمونه اشعار عبید زاکانی

مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند
واحسرتا که بخت عنایت نمیکند
در پیش چشم او لب او میکشد مرا
وان شوخ چشم بین که حمایت نمیکند
چندانکه عجز حال بر او عرضه میکنم
در وی به هیچ نوع سرایت نمیکند
پیش کسی ز شکر و شکایت چه دم زنم
کاندیشه‌ای ز شکر و شکایت نمیکند
در حق بندگان نظر لطف گاه‌گاه
هم میکند ولیک به غایت نمیکند
تا گفته‌ام دهان تو هیچست از آن زمان
با ما ز خشم هیچ حکایت نمیکند
بلبل صفت عبید به هرجا که میرسد
غیر از حدیث عشق روایت نمیکند

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
پیمایش به بالا