نمونه اشعار محمد قهرمان

دردها درعشق کم کم عین درمان می شوند
رنجها تسکین ده دل راحت جان می شوند

 
می کنی عادت به سختی با گذشت روزگار
چون به مشکل ها گرفتی خوی آسان می شوند

 
عشق را با عقل نتوان در کنار هم نشاند
چشم تا برهم زنی دست و گریبان می شوند

 
وای از این دوران که می بینی به اندک رنجشی
دوستان مهربانت دشمن جان می شوند

 
گر قفس تنگ است چون با جفت خود باشی چه باک
خانه های دلگشا بی دوست زندان می شوند

 
یار را نازم که دارد پاس عهد خویش را
گر چه خوبان زود از پیمان پشیمان می شوند

 
یادش از در چون در آمد درد و غم از دل گریخت
ابرها چون باد بر خیزد پریشان می شوند

 
آدمی پیرانه سر ماند به دور از شور و حال
چون درختانی که در پاییز عریان می شوند

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:نمونه اشعار سیف فرغانی
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها