گردآوری:نمونه اشعار زیبا از حسین منزوی

پر گشودیم و به دیوار قفس ها خوردیم

وه که در حسرت یک بال پریدن مردیم

فدیه واری است به زیر قدم گل، باری

نیمه جانی که ز چنگال خزان در بردیم

مشت حسرت به نوازش نرسیده خشکید

ناتمامیم که در غنچه ی خود پژمردیم

سهم خاکیم لبی از نم مان تر نشده

خود گرفتم می صافیم و گرفتم دُردیم

تا چه آریم به کف وقت درو؟ ما که به خاک

جز تنی خسته و قلبی نگران نسپردیم

خم نکردیم سر سرو به فرمان ستم

گر چه با تیشه ی توفان ز کمر تا خوردیم

زهرخندی که نچید از لب مان دوزخ نیز

آه از این میوه ی تلخی که به بار آوردیم

شاید دوست داشته باشید:  نمونه اشعار نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید