گردآوری:نمونه اشعار مهدی سهیلی

خداوندا! به دلهاي شكسته

به تنهايان در غربت نشسته

به آن عشقي كه از نام تو خيزد

بدان خوني كه در راه تو ريزد

به مسكينان از هستي رميده

به غمگينان خواب از سر پريده

به مرداني كه در سختي خموشند

براي زندگي جان مي فروشند

همه كاشانه شان خالي از قوت است

سخنهاشان نگاهي در سكوت است

به طفلاني كه نان آور ندارند ـ

سر حسرت ببالين ميگذارند

به آن « درمانده زن » كز فقر جانكاه ـ

نهد فرزند خود را بر سر راه

بآن كودك كه ناكام است كامش

ز پا ميافكند بوي طعامش

به آن جمعي كه از سرما بجانند

ز « آه » جمع، « گرمي » ميستانند

به آن بيكس كه با جان در نبرد است

غذايش اشك گرم و آه سرد است

به آن بي مادر از ضعف خفته ـ

سخن از مهر مادر ناشنفته

به آن دختر كه ناديدي گناهش

عبادت خفته در شرم نگاهش

به آن چشمي كه از غم گريه خيز است

به بيماري كه با جان در ستيز است

به داماني كه از هر عيب پاك است

به هر كس از گناهان شرمناك است ـ

دلم را از گناهان ايمني بخش

به نور معرفت ها روشني بخش

شاید دوست داشته باشید:  نمونه اشعار صائب تبریزی
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها