گردآوری:نمونه اشعار مهدی سهیلی

تنهاي تنها-

غمناك غمناك-

پا مينهم در كوچه هاي آشنائي

از برگ برگ هر درخت كوچه ي پير

ميپيچدم در گوش،فرياد جدائي

***

اين كوچه روزي سرزمين عشق من بود

عشقي كه چون خورشيد،چون ماه-

برصبح من اميد ميريخت

برشام من لبخند ميزد

***

اين كوچه روزي زادگاه شاعري بود

اما زمانه-

او را كنون در هاله ي ماتم نشانده

آن شاعر تنها كه در هر قطره اشكش-

دست جداييها نگين غم نشانده

***

درسالها دور….

گلبانگ شاد كودكي غافل زتقدير

همچون شباويز-

در پيكر اين كوچه ها آهنگ ميريخت

وز تندباد خنده هايش-

از باغ لبهاش-

هرلحظه در هر جا گل صدرنگ ميريخت

***

اندوه اندوه

آن كودك ديرين كنون مردي غمين است

گلبانگ او،آهنگ او،ازياد رفته است

لبخند او بر روي لبهايش فسرده است

گلبوته هاي خنده اش بر باد رفته است

***

ديوار وبام كوچه هم تلخ و عبوسند

گوئي تمام خانه ها در خواب مرگست

هرجا درختي بود سرسبز-

امروز،هيمه است

بي بار و برگ است

.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .

.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .

اي واي،اي واي

***

اينجا سراي حشمت ديرينه ي ماست

اين خانه روزي كعبه ي اميد ما بود

درعالمي تلخ-

با كلبه ي ديرينه دارم گفتگوها

گويم كه:اي ديوار و بام خانه ي ما!

از روشنايي دور مانديد

چون ديگر از كوي شما مهتاب رفته است

آن بخت روشن-

در زير ابري جاودان در خواب رفته است

آن اختر بخت-

در سالهاي كودكي روشنگرم بود

بي او اميدم مرد،عشق و هسبيم مرد

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:نمونه اشعار زیبا از نصرت رحمانی

او مادرم بود.

***

همراه اشكي ميكشم از سينه آهي

با خويش ميگويم كه:اي واي!

آن روز… آن سال…

در اين سرا،آري در اين ويرانسرا بود

بيچاره مادر-

در پاي اين ديوار در حال دعا بود

گوئي كه ديروز است آن در خاك خفته-

آرام و مبهوت-

گرم نيايش با خدا بود

***

اي خانه ي ما! درتو ميپيچيد شبها-

بانگ دعايش

آواي نرم جويبار گريه هايش

در گوش من،در گوش تو،ديريست مانده است-

آن دلربا آهنگ گرم لاي لايش

***

اي بام،اي در،اي زمين خانه ي ما!

بي او دلي درسينه دارم ليك مرده است

جاني بتن دارم ولي بي او فسرده است

***

اي بام و در! آگاه باشيد

اينك منم ويرانه اي متروك و خاموش

اينك منم گور تمام آرزوها

سنگي بنام زندگي برسينه ي سردم نشسته است

برروي اين سنگ گرانبار-

نام نكوي «مادر»من نقش بسته است

دیدگاهتان را بنویسید