خیال کژ به کار کژ گواهی استسیاهی هر کجا باشد، سیاهی است به از پرهیزکاری، زیوری نیستچو اشک دردمندان، گوهری نیست مپوش آئینه کس را به زنگاردل آئینه است، از زنگش نگهدار
وبلاگ کریمی شاعر شهرستان پاکدشت

بی رنج، زین پیاله کسی می نمیخوردبی دود، زین تنور بکس نان نمیدهند تیمار کار خویش تو خودخور، که دیگرانهرگز برای جرم تو، تاوان نمیدهند
گر شمع را ز شعله رهائی است آرزوآتش چرا به خرمن پروانه میزند سرمست، ای کبوترک ساده دل، مپردر تیه آز، راه تو را دانه میزند
از غبار فکر باطل، پاک باید داشت دلتا بداند دیو، کاین آئینه جای گرد نیست مرد پندارند پروین را، چه برخی ز اهل فضلاین معما گفته نیکوتر، که پروین مرد نیست
ما نیز در دیار حقیقت، توانگریمکالای ما چو وقت رسد، کارهای ماست ما روی خود ز راه سعادت نتافتیمپیران ره، بما ننمودند راه راست

