شعرگان_شعر سپید:ابوالقاسم کریمی

شعرگان
جایی برای انتشار شعر و نوشته های من

شعرگان _ وبسایت ابوالقاسم کریمی

اشعار ابوالقاسم کریمی

اشعار ابوالقاسم کریمی

1صداقتسادگی نیستمذهبی ست ،با پیروان کم2پهلو گرفته استکَشتی ایمانمدر بندر شک ***یا*** پهلو گرفته استدر بندر شککَشتی ایمانم3سنگ هاحمام آفتاب میگیرنددر شور زاری که نامش ،دریاچه است4باران است اینکه به پنجرهمشت میزند؟یا نفرین زنیستکه بر جنازه ی سربازانمی بارد؟5سدیبرابر سیل غم ،مرد خوب ***یا*** مرد خوبسدیبرابر سیل غم6طلاق گرفته استزنی که سرزمین خانه اش رابه […]

اشعار ابوالقاسم کریمی بیشتر بخوانید »

شعرگان_شعر سپید:ابوالقاسم کریمی, شعرگان_مطالب وبسایت

اشعار ابوالقاسم کریمی

اشعار ابوالقاسم کریمی

به سرعت ، می میرندهمچون حباب،آرزوی های ما***مرا ببوس ،تا غمفراموشم کند***و اینک شهادت میدهم،آزادی رابه زلف دراز توگره زده اند.***آشیانه امشانه های توست، وَ من کبوتری هستمکه اگر آزادم کنیآواره می شوم***زندگی ،حماسه ایستبا پایان تلخ***دو خط موازیدو عاشق اندکه هیچ وقتبه هم نمیرسند***لبخند اوپیروزی را ، یاد من داد***آری ،مرگپیروزی بزرگیستدر دنیای بردگان***با

اشعار ابوالقاسم کریمی بیشتر بخوانید »

شعرگان_شعر سپید:ابوالقاسم کریمی, شعرگان_مطالب وبسایت

اشعار ابوالقاسم کریمی

اشعار ابوالقاسم کریمی

بَربَر وارجنگل را فتح میکنندُدر شادی های بی رحم خویشانقراض را می رقصند آنانسرچشمه مرگندُقلبشان پناهگاه ترس و من در شگفتم که چرازاییدنشان راتاریخ،تکرار میکند**********ابوالقاسم کریمی/ 20 آبان 1399تهران_ورامین

اشعار ابوالقاسم کریمی بیشتر بخوانید »

شعرگان_شعر سپید:ابوالقاسم کریمی, شعرگان_مطالب وبسایت

اشعار ابوالقاسم کریمی

اشعار ابوالقاسم کریمی

شاخه ها را از ساقه ها جدا کردیم چُنان که با زمین بیگانه شدیم وَ از قلب تپنده ی خاک ریشه را برکَندیم تا جایی , برای مُردن بنا کنیم حال خلاصه ی تمدن تقدیسِ کشتار است و بردگی «آری, اینچنین بود برادر» کهدر«گهواره ی تکرار تاریخ را نوشتیم» پیش از این پیامبران گفته بودند

اشعار ابوالقاسم کریمی بیشتر بخوانید »

شعرگان_شعر سپید:ابوالقاسم کریمی, شعرگان_مطالب وبسایت
پیمایش به بالا