نمون اشعار:عطار

وبسایت شخصی ابوالقاسم کریمی
وبسایت شخصی ابوالقاسم کریمی

ترا در علم معنی راه دادند

ترا در علم معنی راه دادند

ترا در علم معنی راه دادندبدستت پنجهٔ الله دادندترا از شیر رحمت پروریدندبراه چرخ قدرت آوریدندز عرشت ساختند خود سایبانهامر او را ساختند از در زبانهاز بهر فرش اقدامت ورقهامیان آب ماهی کرد پیداز سیصد شصت و شش انهار مقصودمیان چار عنصر کرده موجودخدا انسان بقدرت آفریده استدرو بسیار حکمت آفریده استباوّل نطفه‌اش را در […]

ترا در علم معنی راه دادند بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت, نمون اشعار:عطار

سخنها دارم از سرّ معانی

سخنها دارم از سرّ معانی

سخنها دارم از سرّ معانیولی موقوف کردم تا ندانیبگفتار عجایب در پریدمازو مقصود صد معنی بدیدمدر این معنی مرا حالی عجیب استکه درگفتار من سرّی غریب استیکی روزی مرا یک مشکلی بودکه درآن مشکلم بس حاصلی بودبخود گفتم که این مشکل کجا حلکنم چون هست پیشم نامحصلروان سوی کتب خانه دویدمز بعد ساعتی بروی رسیدمکتبها

سخنها دارم از سرّ معانی بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت, نمون اشعار:عطار

به اوّل سه کتب تقریر کردم

به اوّل سه کتب تقریر کردم

به اوّل سه کتب تقریر کردمبه آخر یک از آن تحریر کردمجواهر نامه با مختار نامهبشرح القلب من رهبر بخانهترا معراج نامه پیش حق خواندجواهر نامه‌ات خود این سبق خواندترا مختار نامه چون بهشت استبشرح القلب معنا چون کنشت استز بعد این کتب خوان سه کتب راکه تا گردد وجودت خود مصفّابوصلت نامه دان وصل

به اوّل سه کتب تقریر کردم بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت, نمون اشعار:عطار

شه من در خراسان چون دفین شد

شه من در خراسان چون دفین شد

شه من در خراسان چون دفین شدهمه ملک خراسان را نگین شدامام هشتم و نقد محمّدرضای حق بد او در دین احمدهم او بد قرة العین ولایتبه او همراه بد کلّ عبادتبدان تو کعبه بر حق مرقدش رااز آنکه هست محبوب حق آنجابقول مصطفا حج شد طوافشچرا کردی تو ای ملعون خلافشز کعبه بس مراتب

شه من در خراسان چون دفین شد بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت, نمون اشعار:عطار

گهنکارم ز فعل خود گنه کار

گهنکارم ز فعل خود گنه کار

گهنکارم ز فعل خود گنه کارخداوندا توئی دانای اسرارگنهکارم که فرمانت نبردمولیکن بادهٔ لطفت بخوردمبکردی توبهٔ همچون نصوحابدادند جام معنیت مصفّاتو گشتی پاک و معصوم و مطهرگرفتی دامن اولاد حیدراز آنکه شربت ایشان چشیدیدوعالم پیش خود چون بیضه دیدیز مشرق تا بمغرب کو جوانیکه گوید همچو مظهر داستانیاگر یک قطره از جامش کنی نوشکنی تو

گهنکارم ز فعل خود گنه کار بیشتر بخوانید »

شعرگان_مطالب وبسایت, نمون اشعار:عطار
پیمایش به بالا