نمونه اشعار رضی الدین آرتیمانی

بلبلی شیفته میگفت به گل
که جمال تو چراغ چمن است

گفت، امروز که زیبا و خوشم
رخ من شاهد هر انجمن است

چونکه فردا شد و پژمرده شدم
کیست آنکس که هواخواه من است

بتن، این پیرهن دلکش من
چو گه شام بیائی، کفن است

حرف امروز چه گوئی، فرداست
که تو را بر گل دیگر وطن است

همه جا بوی خوش و روی نکوست
همه جا سرو و گل و یاسمن است

عشق آنست که در دل گنجد
سخن است آنکه همی بر دهن است

بهر معشوقه بمیرد عاشق
کار باید، سخن است این، سخن است

میشناسیم حقیقت ز مجاز
چون تو، بسیار درین نارون است

اشتراک گذاری:
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیمایش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x