نمونه اشعار سید علی صالحی

ما خستگانيم، داد از جدايی
بی‌مونسانيم، کو آشنايی؟

– ديده به راه و به دَر نشسته
يه شب ابری، يه ماه خسته
تا کی بيايی، ماه خيالی
تو خواب گريه، جای تو خالی!؟

ما خستگانيم، داد از جدايی
بی‌مونسانيم، کو آشنايی؟

– غم زمانه، شانه به شانه
شبم سَحَر شد، سَحَر شبانه
يکی نيامد، ز صبح فردا
بگويد اين درد، اين هم مُداوا …!

ما خستگانيم، داد از جدايی
بی‌مونسانيم، کو آشنايی؟

– آن که نگفتم، يه سرگذشته
که آب دريا، ز سر گذشته
سياوَشانه: سينه در آتش
سينه در آتش، مثل سياوش

ما خستگانيم، داد از جدايی
بی‌مونسانيم، کو آشنايی؟

اشتراک گذاری:
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیمایش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x