نمونه اشعار محمد رضا شفیعی کدکنی

آمد بهار و برگی و باری نداشتم

چون شاخه بریده بهاری نداشتم

در این چمن چو آتش سردی که لاله داشت

می سوختم نهان و شراری نداشتم

گل خنده زد به شاخ و من از خویش شرمسار

کاندر بهار برگی و باری نداشتم

دادم ز دست دامنت ای گل به طعنه ای

از باغ تو تحمل خاری نداشتم

یک دم به آستان تو بختم نبرد راه

در کویت اعتبار غباری نداشتم

اشتراک گذاری:
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیمایش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x