اشعار ابوالقاسم کریمی

هوا، سرد است و من عریان ترسم

درون  مسلخ زندان ترسم

من ِ ویران شده در سیل اندوه

گرفتار تب ِ سوزان ترسم

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:حکایت های زیبا_گلستان سعدی
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها