بهترین داستان های کوتاه آموزنده را اینجا بخوانید

يه روز يه گوريل از باغ وحش فرار مي کنه . يه مرده زنگ مي زنه مي گه گوريل نزديک خونه من بالاي درخته.
شکارچی باغ وحش رو با يه سگ براي گرفتن گوريل مي فرستن.
شکارچی در خونه يارو رو مي زنه مي گه:
آقا بيا اينجا اين تفنگ رو بگیر من مي رم بالاي درخت ،با گوریل درگير مي شم ،گوریل رو ميندازم پايين ،سگ حيوون وظيفه شناسيه مياد تخمهای گوریل رو مي گيره مي بره باغ وحش .
يارو ميگه پس تفنگ چيه ؟
شکارچی ميگه : آماااااا . اومديم گوریل منو انداخت پايين تو بايد سريع سگه رو بزني.

اشتراک گذاری:
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیمایش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x