نمونه اشعار زیبا از هوشنگ ابتهاج

پیش ساز تو من از سخر سخن دم نزنم
 که بیانی چو زبان تو ندارد سخنم
 ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
 تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم
 صبر کن ای دل غم دیده که چون پیر حزین
 عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
 همه مرغان هم آواز پرکنده شدند
 آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
 شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
 کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
 نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
 من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل سایه ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

اشتراک گذاری:
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیمایش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x