1
تنهایی ، تنها دوست من است ، که در همه جا و همیشه در کنارم بوده است.
2
در اتاق خالی خود ، قدم های تنهایی را می شنوم که مثل سایه دنبالم می آید.
3
در آن شب تاریک و سرد تنها یک پنجره روشن بود ، تنها یک قلب میتپید تنها یک نفر صدا را شنید ، تنها یک نفر به کمک رفت…
4
تنها در میان جمعیتی خواب زده ، درختی در حال خشکیدن است.
5
مثل نوری در تاریکی بود ، امیدی که با خود داشتم.
6
فقط صدای تیک تاک ساعت را می شنیدم نا امیدم بود ، تنهایی را در آغوش گرفتم و گریه کردم
7
یک فنجان چای گرم و یک کتاب شعر ، برای همراهی کافیست
8

