خاطره محیط زیستی : ابوالقاسم کریمی

خاطره محیط زیستی

در یکی از همین روزهای گرم تابستان ، وقتی روی نیمکت پارک کوچکی در شهر ورامین منتظر دوست وقت نشناسم بودم…

ناگهان چشمم به چندین مورچه افتاد که داشتند هزارپای نسبتاً بزرگی را حمل می‌کردند ، وقتی سرم را برگرداندم دو گربه را دیدم که با هم دعوا می‌کردند ، تقریباً ۱۰ ۱۵ متر آن طرف تر از گربه‌ها کلاغی سعی داشت از حوض کوچک پارک آب بنوشد ، درست همان حوالی تعدادی گنجشک مشغول خوردن غذا بودند ، نزدیکی آن گنجشک‌ها چند یاکریم حضورداشتند ، و با چند متر فاصله که چندان زیاد نبود سگی خیابانی زیر درخت چنار لم داده بود …

آری یک پارک کوچک و این همه موجود زنده

به راستی که زمین چقدر زیبا خواهد شد اگر انسان‌ها بپذیرند که این سیاره ، خانه مشترک همه موجودات است…

***

ابوالقاسم کریمی

ورامین

18/امرداد/1403

اشتراک گذاری:
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیمایش به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x