
خاطره محیط زیستی
در یکی از همین روزهای گرم تابستان ، وقتی روی نیمکت پارک کوچکی در شهر ورامین منتظر دوست وقت نشناسم بودم…
ناگهان چشمم به چندین مورچه افتاد که داشتند هزارپای نسبتاً بزرگی را حمل میکردند ، وقتی سرم را برگرداندم دو گربه را دیدم که با هم دعوا میکردند ، تقریباً ۱۰ ۱۵ متر آن طرف تر از گربهها کلاغی سعی داشت از حوض کوچک پارک آب بنوشد ، درست همان حوالی تعدادی گنجشک مشغول خوردن غذا بودند ، نزدیکی آن گنجشکها چند یاکریم حضورداشتند ، و با چند متر فاصله که چندان زیاد نبود سگی خیابانی زیر درخت چنار لم داده بود …
آری یک پارک کوچک و این همه موجود زنده
به راستی که زمین چقدر زیبا خواهد شد اگر انسانها بپذیرند که این سیاره ، خانه مشترک همه موجودات است…
***
ابوالقاسم کریمی
ورامین
18/امرداد/1403

