این مطلب آموزنده است
من مطمئن هستم شما با منظور این چیز رو نوشتی
آقای کریمی شما رسما با این مثلا نوشتت سازمان های مردم نهاد رو تخریب کردی
حرف شما کاملا درست است
حق
عالی که نیست ولی خوبه
در مصرع آخر ایراد وزنی وجود دارد
خوشم آمد قشنگ است ۵ امتیاز هم دادم
خیلی قشنگ نیست
بسیار زیبا احسنت بر شما
سلام این شعر بسیار زیبا است
سلام البته من شاعر نیستم ولی در بیت ۴ گمان میکنم وزن ها ناسازگارند
گهی پشت به زین و گهی زین به پشت
احسنت بر شما موفق و پیروز باشید
این سایت سئو. و مطالب خوبی داره
ای کاش برای ارسال دیدگاه ایمیل نخواد
این شعر بسیار زیباست
خوب
خوبه
مخالفم من اصلا این آقا رو نمیشناسم این نادر ضرابیان کی هست
چی میشه کسی مثل شماست ، در خصوص مدرسه طبیعت چنین نظری داشته باشه
به روز رسانی ها در سایت شما بسیار بالا است
آقای خاکی را من به خاطر شما شناختم جناب کریمی
مطلب فوق العاده مفید و آموزنده ای است
من وبسایت شما رو خیلی دوست دارم
ممنون از شما که حمایت میکنید
بسیار مطلب عالی و خوبی است ممنون از شما
خیلی مطالب مفید هستند من مطلبی که در مورو سادیسم و مازوخیسم بود را خواندم کوتاه و مفید لطفا از…
عالی
ایران به انسانهایی همانند شما نیاز دارد
عالی
با سپاس
لطفا ادامه بدید
سلام جناب کریمی خوب هستید سایت خوبی دارید
بسیار عالی دست مریزاد
سید علی میرافضلی الکی قصه ببافم چه شود؟ تو که پیشم باشی نه فقط خواب که بیداری من رنگ رؤیا…
سید علی میرافضلی دستهای تو رؤیاست, خوابهایی ازین دست با کتابی پر از شعر فرقی ندارد.
مژگان عباسلو عشق شعبدهباز غمگینی ست که شادی را از کلاهش بیرون میآورد و در دستهایش غیب میکند…
پرویز صادقی باران به دلم مشکوک ست دهانم بوی بغض می دهد حرفی نمی زنم که بگوئی مرد هم مگر…
نیلوفر ثانی انکه راه مرا از تو جدا کرد چشم حسودی بود که نتوانست ببیند عشق تو بر دل ِمن…
رضا كاظمي وقتِ رفتن بهدستَش سپردمَت، اما دیگر بازَت نگرداند. چه نارفیق است خدا
سينا به منش سربه سر هم گذاشته پهلو به پهلو آرمیده اند آن خواب جای دیگری می بیند این خواب…
مهدی باغانی دوست خوبی نیست “دنیـــــــا ” نــاباب است … معتادت می کند به “هیــــچ” گــرفتار که شدی … رهایت…
مژگان عباسلو باران مرا خیس میکند توفان میترساند و پاییز افسرده میسازد تو اما چیزی از من باقی نمیگذاری!
رضا كاظمي تو حرامِ منی وُ حلالِ تمامِ شهر! با مردم که نمیشود جنگید، به گلولهای حلالَم کن!
شمس لنگرودي پائيز جنون ادواری سال است پيرهنش را ريز ريز می كند در ملافه ای به سفيدی برف خواب…
مهدیه لطیفی همین که قرص ها خوب اند یعنی که دلم قرص نیست همین که نمک ندارد این روزها یعنی…
نیلوفر ثانی از کنــار پنـــجره نـرو دل ِمنتــظر ، انــگار سـایه ای شــبیه او از ته این کوچه ی پاییــزی…
نسرین تهرانی دل بریدن که در مرام عاشق نیست در کدام آیین اینهمه نامردی رسم دلبری شده است؟
پرویز صادقی دلم کتابی ست بی ورق قصّه ام روی جلد تمام می شود . . . یکی بود یکی…
سید علی میرافضلی عشق وقتی که کُد پستی روحت باشد شعر هر کس که بگوید با خود نامه هر کس…
سید محمد مرکبیان پُشتم را خالی میکنی میمیرم ، نمیافتم …
نیلوفر ثانی تا رنـج نکشیدم تـورا بیشتر نیافتم
پرویز صادقی من دلم می خواهد یکی را خیلی دوست داشته باشم وقتی صدایم می زند بگویم: جانم ؟ و…
ایرج.تمجیدی ” با یک گل بهار نمی شود ” تو ( گُل َم ) ضرب المثل ها را هم زیر…
نسرین تهرانی سوگند به چشمه سار که چشمانت از همین مسیر دلم را برد
آینا دنیای ما آدم ها گاه غریب گاه شگفت انگیز دنیای رنگی من نیز گاه سبز چون بهار همراه با…
نسرین تهرانی من در آینه, حیران تو رهسپار سکوت ما مثل همیم در فراموشی هم
پرویز صادقی تو را به نام کدامین گل صدایت می زنند که از خیال من پروانه می ریزد ؟!
پرویز صادقی از لبخند تو خالی ست سبد خانوار دلم و من بی تو روزی یک خوشبختی از زندگی عقب…
محمد ترکمان (پژواره) هر غروب با خود می اندشیم: “هی فلانی! زندگی شاید همین باشد” اما، اما می دانم که…
محمد ترکمان (پژواره) تنپوشِ عروسِ قصه ی من ” رخت ” غصه است! بر اسبی سیاه و عریان که پله…
رضا كاظمي پاییز زنیست زیبا، با موهای بلند و روبانهای رنگی و مردیست تنها، عابرِ همیشهی خیابانی که زن از…
ساره دستاران از هر طرف ميروم جز تنهايي نيست آغوش بگشا اين جزيره رونق بگيرد
سارا شاهدي هر شب مي خوابي. بر بالش روياهايم و هر روز در اولين خاطره بيدار مي شوي. تو مثل…
ساره دستاران پيش از خواب ميچرخم به سمتش حرفي نميزنيم به هم نگاه ميكنيم من و ديوار روبهرو
نسرین تهرانی پاییز زنی است با لباس ساده ی سحر که هر صبح آرزوهایش را فوت می کند به جان…
نیلوفر ثانی بَـرق نگاه َت که بجـــان َم میزنَــد شعــــر باران می شود وُ میبـــارد .
نیلوفر ثانی تو رفته ای وُ فـــردایم مُرد تو را در گذشته هر روز زیســته ام
سید علی میرافضلی تو امنیّتی بهاری برای درختان درختی برای پرنده نگاهی برای رسیدن به رؤیا کلامی برای به خاطر…
مژگان عباسلو او که پیغام فرستاده دیگر بازنمیگردد، او که رفتهاست درخت بیبرگ را از آمدن پاییز میترساند؟
پرویز صادقی چیز غریبی ست عشق نگذار قلبت بداند ماهی ها تشنه می میرند !
محیا شمس نه من آنقدرها زیبا هستم نه تو آنقدرها عاشق از من و تو افسانه ای به جا نخواهد…
سید محمد مرکبیان عشق شبیهِ شعر نیازی به توضیح ندارد یا نشانی میگذارد یا فراموش میشوی .
مهدیه لطیفی اینکه هستی… اینکه نکند هستی ات نباشم… . . معجزه ی چشم های تو معجون آرامش و ترس…
نیلوفر ثانی شبی تو را به وعده گاهِ دیدارِ ماه و برکه میبرم که عشق را درتصادف ِ فاصله وُ…
نسرین تهرانی در گیرو دار تو جهان کلمه شد و یادت بی قراری من در دفتر شعرم نامت را از…
نیلوفر ثانی با تو هرگز تباه نمیشوم که هر روز تـکه ای از مرا میبری و ُ شعری نو زاده…
رضا كاظمي تو لعنتِ خدا به من بودی. کاش دوباره لعنتم کند خدا
پرویز صادقی به دشت خیالم که می دوی غزالِ من ! از غبار تو غزل می خیزد
سینا علیمحمدی چوب پنبه از بطري هوش از سر من مي پَرَد و مي پَرَم به نوش انتظار تمام شده…
محمد شریفی نعمت آباد در راه ِ دایره وار می روم و به من می رسم و تو که این…
پرویز صادقی خانه ای خالی پر از هق هق بارانم و پنجره هایم که تو را آه می کشند بالاتر…
گروس عبدالملکیان دستانِ من نمیتوانند نه؛ نمیتوانند هرگز این سیب را عادلانه قسمت کنند! تو به سهم خود فکر میکنی…
محمد شریفی نعمت آباد در انتظار تو نیستم در انتظار منم که با تو رفت
محمد شریفی نعمت آباد زنی که از دور در مِه ابهام برایم دست تکان می داد پیش از سلام چمدانش…
مهدیه لطیفی شاعر که باشی دنیا را در بقچه ای از یاد می بری و تمام عمر می نشینی به…
آرش ناجی در حیرتم از خودم که چرا پاییز عاشقت شدم! . . فصلی که تمام زردی اش از بی…
آرش ناجی و عشق انعقاد نطفه ایست در زهدان ِ زنی نازا….!
نیلوفر ثانی تو رفته ای و ُ تمام مرا بُرده ای زندگی دراین هیچ مرگ تدریجی ست ..
محمد شریفی نعمت آباد چقدر برایت در ساختم امّا تو از کنار دورترین دیوار گذشتی
نیلوفر ثانی شبی به التیام ما به دیدار بیا که از روشنی ِنور ِنگاه ِتو یادمان آید روزهای آفتابی …
محمد شریفی نعمت آباد نقطه ای که از انتهای جاده می آید او می شود تو می شود او می…
ساره دستاران چيزي از دريا در صدفها جا مانده چيزي از تو در من چيزي از صداي تو در گوشم…
مهدیه لطیفی دلم را از کفه ی ترازویت پس میگیرم کفِ دستم می گذارم و برایت ترانه ی خیرپیش می…
نیلوفر ثانی چه فروغی در لحظه هایم وقتی پای چشمهای خورشیدی ات را پشت هزار کوه ِ فاصله و دوری…
پرویز صادقی دلتنگت که می شوم خودم را در آینه می بینم و در چشمانم تو را تماشا می کنم…
سید علی میرافضلی خستگی را – چای یا قهوه؟ نه عزیزم – چشمهای تو!
مژگان عباسلو موج میداند ملال عاشق سرخورده را زخم خنجرخورده، حال زخم خنجرخورده را در امان کی بودهایم از عشق،…

چقدر مشکل؟؟؟